هدف گذاری با رویکرد NLP

هدف گذاری با رویکرد NLP

تاریخ انتشار: 1403/11/23 ساعت: 12:44
تاریخ به روز رسانی : 1403/12/16 ساعت: 12:19
رویکرد NLP با ترکیب اصول روانشناسی، زبان‌شناسی و علوم عصبی، روش‌های مؤثری برای هدف‌گذاری به شما ارائه می‌دهد.

 آیا تا به حال احساس کرده‌اید چرا اهدافی که برای خود تعیین می‌کنید، اکثرا محقق نمی‌شوند؟ آیا می‌خواهید یاد بگیرید که چگونه با استفاده از تکنیک‌های پیشرفته‌ی NLP (برنامه‌ریزی عصبی-کلامی)، به اهداف خود برسید و زندگی‌تان را متحول کنید؟ در این مقاله، با تعدادی از قدرتمندترین تکنیک‌های NLP برای هدف‌گذاری مؤثر آشنا می‌شوید و در پایان، فرصتی ویژه برای شرکت در دوره‌ تخصصی هدف گذاری با رویکرد NLP در سایت هدفینه به شما ارائه می‌شود.

 

هدف‌گذاری چیست؟

هدف گذاری فرآیندی است که در آن فرد یا گروه، اهدافِ مشخص (Specific)، قابل اندازه‌گیری (Measurable)، دست ‌یافتنی (Achievable) ، مرتبط (Relevant)  و دارای بازه زمانی  (Time-bound)را تعیین می‌کنند. این اهداف به عنوان راهنما عمل کرده و به تمرکزِ تلاش‌ها و منابع در راستای دستیابی به نتایج مطلوب کمک می‌کنند.

به عبارت دیگر، هدف‌گذاری یعنی تعیین مقاصد و خواسته‌هایی که می‌خواهیم در آینده به آن‌ها برسیم، و برنامه‌ریزی برای رسیدن به این مقاصد.

 

ان ال پی چیست؟

پردازش زبان طبیعی (Natural Language Processing) یا به اختصار NLP، شاخه‌ای از هوش مصنوعی است که به کامپیوترها توانایی درک، تفسیر، تولید و دستکاری زبان انسان را می‌دهد. به عبارت دیگر، NLP به کامپیوترها کمک می‌کند تا با زبان ما (چه نوشتاری و چه گفتاری) تعامل داشته باشند.NLP در واقع یک پل ارتباطی بین انسان و کامپیوتر از طریق زبان است.

در هدف گذاری به روش NLP به جای زبان کامپیوتر، ما زبان مغز و ذهن خود را یاد میگیریم و در جهت نیل به اهدافمان با آن ارتباط مؤثر برقرار میکنیم.

 

 

 

 

        تاکنون چند بار پیش آمده است که به مناسبت های مختلف مثل اولین شنبه، اولین روز ماه، یا سال نو، اهداف خود را به طور مفصل روی کاغذ پیاده کرده باشید؟ وقتی کار نوشتنتان به پایان رسید، نفستان در سینه حبس شده باشد و آن شب طولانی را از فرط هیجان و امیدواری و فکر به آینده به سختی به صبح رسانده باشید؟

        بعد از چند روز... چند هفته... یا حتی چند ماه بعد انرژی اولیه شما تحلیل رفته، نومیدانه، شکست خورده و  در برابر موانع و چالش ها سر تعظیم و تسلیم فرود آوردید؟!

 

        هدف گذاری یکی از مهم ترین عوامل موفقیت در زندگی شخصی، تحصیلی و حرفه ای افراد است. توانایی تعیین اهداف روشن و صریح و دستیابی به آن ها نه تنها مسیر پیشرفت را هموار و آسان تر می کند، بلکه انگیزه و تمرکز افراد را نیز افزایش می دهد. در این میان برنامه ریزی عصبی زبانی  NLPبه عنوان یک رویکرد علمی و کاربردی، ابزار قدرتمندی را برای بهبود فرآیند هدف گذاری ارائه می دهد. NLP با تمرکز بر الگوهای ذهنی و رفتاری، به افراد کمک می کند تا باور های محدود کننده را شناسایی کرده و آنها را با الگو های مثبت جایگزین کنند.

        با استفاده از روش هایی مانند  NLPتصویر سازی ذهنی، زبان مثبت و تجزیه اهداف به بخش های کوچکتر، به افراد این امکان را می دهد که اهداف خود را به صورت دقیق و قابل اندازه گیری تعریف کنند. این رویکرد همچنین بر همسویی اهداف با ارزش های شخصی تاکید دارد، که این امر باعث می شود اهداف نه تنها قابل دستیابی باشند بلکه برای افراد معنی دار و الهام بخش نیز باشند.

        در نهایت، هدف گذاری با رویکرد ان ال پی تنها به تعیین اهداف محدود نمی شود، بلکه شامل ایجاد تغییرات پایدار در نگرش و رفتار فرد نیز می شود. این فرآیند به افراد کمک می کند تا با غلبه بر موانع ذهنی و عملی، به سوی موفقیت و تحقق آرزو های خود گام بردارند.

        رویکرد ان ال پی با ترکیب اصول روانشناسی، زبان‌شناسی و علوم عصبی، روش‌های مؤثری برای هدف‌گذاری ارائه می‌دهد. این مقاله به بررسی بخشی از اصول هدف‌گذاری با رویکرد ان ال پی و تکنیک‌های مرتبط با آن می‌پردازد.

        ما در دوره ی هدف گذاری با رویکرد NLP می توانیم با استفاده از تکنیک هایی که با استاندارد های بین المللی طراحی شده اند  به شما جهت رسیدن به اهداف بزرگتان کمک کنیم، فقط کافیست در سایت هدفینه در این دوره ارزشمند ثبت نام به عمل آورید.

 

 

 

 

تاریخچه هدف گذاری با رویکرد NLP

        تاریخچه هدف‌گذاری با رویکرد ان‌ال‌پی (برنامه‌ریزی عصبی زبانی) به دهه ۱۹۷۰ میلادی بازمی‌گردد، زمانی که ریچارد بندلر و جان گریندر، بنیان‌گذاران این علم، شروع به مطالعه و مدل‌سازی رفتارهای افراد موفق کردند. این دو با ترکیب دانش خود در زمینه‌های روانشناسی، زبان‌شناسی و علوم عصبی، روش‌هایی را توسعه دادند که به افراد کمک می‌کند تا اهداف خود را به شیوه‌ای مؤثرتر و کارآمدتری تعیین و محقق کنند. در ادامه، مراحل کلیدی توسعه این رویکرد را بررسی می‌کنیم:

شکل‌گیری اولیه ان‌ال‌پی و ارتباط آن با هدف‌گذاری:

        ریچارد بندلر و جان گریندر در دانشگاه سانتاکروز کالیفرنیا شروع به مطالعه روش‌های درمانی افراد موفق مانند فریتز پرلز (بنیان‌گذار گشتالت درمانی)، ویرجینیا ساتیر (خانواده درمانگر) و میلتون اریکسون (هیپنوتیزم درمانگر) کردند. آنها دریافتند که این افراد از الگوهای زبانی و رفتاری خاصی استفاده می‌کنند که به آن‌ها اجازه می‌دهد به نتایج چشمگیری دست یابند. این الگوها بعداً به عنوان پایه‌ای برای تکنیک‌های هدف‌گذاری در ان‌ال‌پی مورد استفاده قرار گرفتند.

توسعه مدل Well-Formed Outcome:

        یکی از مهم‌ترین دستاوردهای ان‌ال‌پی در حوزه هدف‌گذاری، توسعه مدل Well-Formed Outcome (نتیجه‌ی به‌خوبی شکل‌گرفته) است. این مدل به افراد کمک می‌کند تا اهداف خود را به شیوه‌ای تعیین کنند که نه تنها واضح و قابل اندازه‌گیری باشد، بلکه با ارزش‌ها و نیازهای درونی آن‌ها نیز هماهنگ باشد. این مدل شامل مراحلی مانند تعیین هدف به صورت مثبت، مشخص‌کردن شواهد حسی برای موفقیت، و بررسی تأثیرات اکولوژیک (زیست‌محیطی) هدف است.

کاربردهای عملی در حوزه‌های مختلف:

        ان‌ال‌پی در حوزه‌های مختلفی مانند کسب‌وکار، آموزش، ورزش و توسعه فردی به کار گرفته شده است. به عنوان مثال، در کسب‌وکار، از تکنیک‌های ان‌ال‌پی برای بهبود مهارت‌های رهبری و افزایش بهره‌وری استفاده می‌شود. در ورزش، ورزشکاران از تجسم حسی و تکنیک‌های ان‌ال‌پی برای بهبود عملکرد خود بهره می‌برند.

 

        تاریخچه هدف‌گذاری با رویکرد ان‌ال‌پی نشان‌دهنده تحولی عمیق در نحوه تعیین و دستیابی به اهداف است. از مدل‌سازی رفتارهای افراد موفق تا توسعه تکنیک‌های پیشرفته‌ای مانند Well-Formed Outcome و Future Pacing، ان‌ال‌پی به افراد کمک می‌کند تا اهداف خود را به شیوه‌ای مؤثرتر و پایدارتر محقق کنند. این رویکرد نه تنها در حوزه‌های شخصی، بلکه در حوزه‌های حرفه‌ای نیز کاربردهای گسترده‌ای دارد.

 

 

 

اثرات هدف گذاری نامناسب بر روان انسان

        هدف‌گذاری نامناسب یا نرسیدن به اهداف می‌تواند تأثیرات روانی قابل توجهی بر افراد داشته باشد. این تأثیرات شامل کاهش عزت نفس، افزایش اضطراب، احساس شکست و حتی افسردگی می‌شود. در ادامه به بررسی این اثرات و در ادامه مقاله راه‌های مقابله با آنها می‌پردازیم:

 

     1)   کاهش عزت نفس و خودارزشمندی:

        نرسیدن به اهداف یا هدف گذاری ناکارآمد مانند تعیین اهداف مبهم یا غیرقابل اندازه‌گیری، نیز می‌تواند باعث سردرگمی و احساس بی‌کفایتی شود. به ‌ویژه اگر اهداف، غیرواقع‌بینانه یا بیش از حد بلندپروازانه باشند، می‌تواند باعث کاهش عزت نفس شود. افراد ممکن است احساس کنند که توانایی لازم برای موفقیت را ندارند، که این موضوع به تضعیف اعتماد به نفس و خودارزشمندی منجر می‌شود.

 

     2)   افزایش اضطراب و استرس:

        عدم برنامه ‌ریزی مناسب و در ادامه شکست در دستیابی به اهداف می‌تواند باعث ایجاد احساس فشار و ناتوانی در مدیریت زمان و منابع شود که افزایش سطح اضطراب و استرس را به دنبال دارد. این موضوع زمانی تشدید می‌شود که فرد فشار زیادی برای موفقیت احساس کند یا اهدافش با انتظارات جامعه یا خانواده همخوانی نداشته باشد.

 

     3)   احساس شکست و ناامیدی:

        هدف‌گذاری نامناسب، مانند تعیین اهداف غیرمرتبط با ارزش‌های شخصی، می‌تواند باعث شود فرد احساس کند که تلاش‌هایش بی‌معنا بوده است. هچنان که نرسیدن به اهداف، به‌ویژه اگر فرد زمان و انرژی زیادی صرف کرده باشد، می‌تواند باعث ایجاد احساس شکست و ناامیدی شود. اگر فرد نتواند راه‌حلی برای غلبه بر موانع پیدا کند، این احساسات ممکن است به مرور زمان به افسردگی منجر شوند.

 

     4)   کاهش انگیزه و تمایل به تلاش مجدد:

        شکست مکرر در دستیابی به اهداف می‌تواند انگیزه فرد را برای تلاش مجدد کاهش دهد. این موضوع ممکن است باعث شود فرد از تعیین اهداف جدید و چالش های مرتبط با آن اجتناب کند.

 

     5)   تأثیرات منفی بر روابط و عملکرد اجتماعی:

        نرسیدن به اهداف یا هدف گذاری نامناسب می‌تواند بر روابط اجتماعی فرد نیز تأثیر بگذارد. افرادی که احساس شکست می‌کنند ممکن است از تعاملات اجتماعی دوری کنند یا حتی دچار انزوا شوند. علاوه بر آن ممکن است باعث شود فرد نتواند در گفت‌وگوها و تعاملات اجتماعی مشارکت مؤثری داشته باشد، که در نهایت به کاهش کیفیت روابط منجر می‌شود این موضوع به‌ویژه در جوامعی که موفقیت و پیشرفت از ارزش‌های اصلی آنان است، بیشتر دیده می‌شود.

        برای اینکه دچار اثرات زیان بارِ هدف گذاری نامناسب و رها کردن اهدافتان بر روان خود نشوید، امن ترین و سریع ترین راه حل در دست تیم تخصصی هدفینه است. تیم تخصصی ما، با اشراف علمی بر به روزترین مِتُد های دنیا آماده ی بهترین ارائه در دوره ی هدف گذاری با رویکرد NLP به شما مهارت آموزان عزیز است. 

 

 

 

مزایای هدف‌گذاری با رویکرد ان ال پی

 

  • افزایش انگیزه و تعهد: با استفاده از تکنیک‌های ان ال پی، فرد می‌تواند اهداف خود را با ارزش‌ها و باورهایش همسو کند، که این امر باعث افزایش انگیزه و تعهد می‌شود.

 

  • کاهش استرس و اضطراب: هدف‌گذاری واضح و برنامه‌ریزی دقیق به فرد کمک می‌کند تا از سردرگمی و استرس ناشی از عدم وضوح اهداف جلوگیری کند.

 

  • دستیابی سریع‌تر به اهداف: با استفاده از تکنیک‌هایی مانند تجسم خلاق و لنگرهای احساسی، فرد می‌تواند سریع‌تر و مؤثرتر به اهداف خود دست یابد.

 

 

 

 

چالش های هدف گذاری

        علی ایهاالحال، هدف گذاری در عمل با چالش های متفاوتی همراه است که نه تنها ممکن است به اهدافتان صدمه بزند بلکه موجب دلسردی و رهایی آنان شود. این چالش ها ممکن است مانع دستیابی به نتایج مطلوب شود و اثرات مخربی بر روان انسان، عزت نفس و اعتماد به نفس افراد بر جای بگذارد. از این رو در ادامه به بررسی برخی از چالش های هدف گذاری و سپس ارائه راهکار آن ها از طریق اصول هدف گذاری ان ال پی به منظور غلبه بر آن خواهیم پرداخت.

 

     1)   اهداف نامشخص:

        واقعأ می دانید چه می خواهید؟ اکثرأ ما برای رسیدن به چیز هایی که در فکرمان می گذرد نقشه می کشیم نه لزومأ برای چیزهایی که می خواهیم.چند بار پیش آمده به هدفی دست یافته اید بعد متوجه شده اید از آن رضایت ندارید؟!

        ما اغلب تمایل داریم اهداف را در شرایط سطحی ایی ترسیم کنیم که به نظر خوشبختمان خواهد کرد. مثلا برنامه می ریزید با این هدف که اوقات فراغت بیشتری داشته باشید و کمتر کار کنید. اما با گذشت چند روز می فهمید کسل و بی رمق شده اید واین آنچه که واقعا می خواهید نیست.

نکته این است هر هدفی که ترسیم می کنید، میل عمیق تری به آن چسبیده است. سعی کنید روی احساس بنیادی تر تمرکز کنید که می خواهید داشته باشید.

 

     2)   انتظارات غیر واقعی:

        این چالش می تواند اصلی ترین مسأله ای باشد که همه ی ما با آن مواجه شده ایم. این مشکل زمانی پیش می آید که هدف احساسی را تعیین کرده باشید. با گذر زمان، در طول مسیر متوجه خواهید شد دچار کمبود زمان و محدودیت منابع شده اید. پس از آن دلسرد می شوید و به ناچار هدف خود را رها می کنید، درحالی که احساس سرخوردگی و ناکافی بودن به شما دست خواهد داد که این یعنی فاجعــه.

فکر کردن به انجام کاری، از انجام دادن واقعی آن کار خیلی راحت تر است.

 

     3)   خیلی سخت است:

        این را می دانیم که کار کردن در مسیر هر هدفی در ابتدا سخت است ولی میزان سختی آن را دست کم می گیریم و نگاهی واقع گرایانه به آن نداریم.

        در پیش گرفتن هدفی که برای آن آماده نیستیم، باعث می شود که سفر غیر ممکن به نظر برسد. اگر بدانید و آگاه باشد که همیشه قدم های اول مسیر مشکل هستند و انرژی زیادی از شما می گیرد، ولی پس از مدتی شما در مسیرتان شتاب پیدا خواهید کرد، میزان تحمل رنج اولیه برای شما ساده خواهد شد.

        مثلا برای اینکه دوچرخه تان را به حرکت درآورید در ابتدا نیروی زیادی باید به رکاب وارد کنید، به محض حرکت، نیروی وارده ی شما کمتر خواهد شد و در ادامه مسیر شتاب پیدا خواهید کرد.

این نکته برای هر هدفی صدق می کند:

اگر برای مدت طولانی و به مقدار کافی روی آن کار کنید وارد حوزه آسایش و راحتی می شوید.

 

 

     4)   کار درونی نکردن:

        تصور کنید هدف شما کاهش 25kg وزن است، اگر تمرکزتان تنها روی کاهش وزنتان باشد از این واقعیت غفلت خواهید کرد که چه علت درونی باعث شده است که الان دچار اضافه وزن شده اید؟!

همین وضعیت در مورد اهداف دیگرتان رخ خواهد داد اگر ندانید چه چیزی مسیر موفقیتتان را محدود و دشوار کرده است ممکن است محکوم به چرخه ی تکرار شوید.

 

     5)   قربانی نکردن در مقابل به دست آوردن:

        گرایش ما به این گونه است که رسیدن به هدف یعنی دریافت چیزی، نه از دست دادن چیز دیگر! ازاین رو اگر خود را آماده از دست دادن ها نکنید می تواند برای شما گران تمام شود یا حتی هدفتان را از دست بدهید.

 

     6)   ترس از شکست:

        ترس از شکست عامل مهمی در پیشرفت نکردن بسیاری از افراد به شمار می رود. آنان مدام اهداف بزرگ ترسیم می کنند، سپس کارها را عقب می اندازند و امروز و فردا می کنند.

        شاید تا به حال درک نکرده اید که دارید برخلاف جهت صحیح حرکت می کنید. اگر به دقت به درون خود بنگرید متوجه ترسی در وجود خودتان خواهید شد.

        باید بدانید دستیابی به هدف تکلیف همه چیز را معلوم نمی کند؛ کمتر موقعیتی می تواند این قدر سیاه و سفید باشد، در واقع تنها راه برای شکست واقعی دست کشیدن از تلاش و امتحان است.

        مفهوم شکست فقط برای ادراکات خودتان پایه ریزی شده است! اگر از پذیرفتن مفهوم خشک شکست و موفقیت امتناع بکنید و پیوستگی در قدم های کوچک داشته باشید، نمی توانید شکست بخورید.

 

     7)   موانع:

        این موانع برای همه ی ما پیش می آید. به سمت اهداف خود حرکت می کنیم، انگیزه داریم و عزم خود را جزم کرده ایم که ناگهان مانعی بر سر راهمان سبز می شود و سرجایمان میخکوب می شویم. چه کار کنیم؟ چه طور از آن عبور کنیم؟ وای خدای من!

        موانع غیر منتظره، عامل تحقق نیافتن بسیاری از اهداف شما هستند فقط به این دلیل که برنامه ای برای مواجهه با آن نداشته اید.

 

اغلب برنامه هایی که ترسیم می کنیم خوشبینانه و در بهترین حالت ممکن است، دوست نداریم به موانع که عامل تهدید کننده ما هستند بیندیشیم.

 

 

     8)   گام های عملی نامشخص:

        این که می خواهید 10Kg وزن کم کنید عالی است ولی چه طور می خواهید این کار را انجام دهید؟ اینکه بگویید با درست غذا خوردن و ورزش کردن خیلی کلی تر و مبهم است. شما به برنامه مفصل تر و جزئیات بیشتری نیاز دارید. مانند:

  • روزانه بیش از 1400 کالری بیشتر نخورید.
  • روزی 30 دقیقه تمرین هوازی انجام دهید.
  • هرروز 5 وعده میوه و سبزیجات بخورید.
  • روزانه 2 لیتر آب بنوشید.

 

این کار خود هدایت کننده ی شما به سوی هدفتان است.

نه فقط هر هدف باید گام های روشن داشته باشد، بلکه پیشنهاد می دهم خودِ این گام های عملی را هدف قرار دهید.

 

مجبور نیستید همیشه روی مقصدتان تمرکز کنید، خودِ مسیر، شما را هدایت می کند.

 

فرقی نمی کند چه هدفی داشته باشید. کافیست مشخص کنید چه گام هایی باید برای رسیدنتان نیاز دارید و سپس مأموریت شما این باشد که هرروز این گام ها را بردارید.

 

 

     9)   اولویت های متضاد:

       این مسئله چالش بزرگ دیگری است که می تواند تصمیماتتان را از مسیر خود خارج کند. برخی عوامل حواس پرتی می تواند اهدافتان را در زندگی خانوادگی و کاری تهدید کند. در وحله نخست ببینید که آیا این عوامل حواس پرتی از خودتان ناشی می شود؟ ممکن است خودتان آشوب و آشفتگی به پا کنید که مانعی بر تمرکز و تداوم برنامه هایتان باشد بدون اینکه متوجه باشید. برای مثال ممکن است شما کمال گرا باشید، به جزئیات کم اهمیت بیش از آنچه که نیاز باشد اهمیت می دهید، برای همین علاوه بر این که کارهایتان به موقع انجام نمی شود بلکه انرژی شما نیز تحلیل می رود. گاهی آنچه عوامل حواس پرتی بیرونی به حساب می آید از تضاد درونی خودتان ناشی می شود.

        اگر هم واقعا عوامل خارجی بر شما تاثیر سوء می گذارد می توانید کارهایتان را اولویت بندی کنید و کار های غیر ضروری را از برنامه تان حذف کنید.

 

اولویت های متضاد می توانند چنان احساس شکستی ایجاد کنند که باعث شود به کلی از دستیابی به اهداف خود ناامید شوید.

 

 

     10)   فقدان قدرت اراده:

        بیایید با این واقعیت رویه رو شویم که می توانید هر چه را می خواهید هدف گذاری کنید ولی اگر قدرت اراده نداشته باشید که به آن ها بچسبید به جایی نخواهید رسید!

        بهترین راهی که می توانم پیشنهاد دهم تمرین است. با اهداف کوچک تر شروع و تمرین کنید. مثلا اگر هدفتان حذف شکر است، ابتدا قند را از سبد غذایی خود حذف کنید، سپس شکلات و... .

 

     11)   از دست دادن انگیزه:

        احتمالأ این چالش رایج ترین مسئله ای است که با آن مواجه هستید. وقتی برای اولین بار تصمیم می گیرید، به آسانی انگیزه پیدا می کنید، هیجان و انرژی بالایی دارید و نسبت به این که به راحتی می توانید به اهداف خود برسید بسیار خوشبین هستید. هنوز با موانع، عوامل حواس پرتی و سردرگمی، استرس، شکست و سرخوردگی مواجه نشده اید.

        همین که به سمت اهدافتان حرکت کنید انگیزه شما افت می کند. شاید سرخورده شوید چون حصول به نتیجه را فوری نمی بینید. کم کم به توانایی های خودتان شک می کنید.

 

راه های بازیابی انگیزه

1)    استراحت کنید: باور کنید یکی دو روز استراحت می تواند برای شرایط روحی شما معجزه کند.

2)    رویکرد خود را تغییر دهید: یادتان باشد اگربرنامه ی اولیه برایتان کارایی ندارد مجبور نیستید دو دستی به آن بچسبید.

3)    عصبانی شوید: گاهی خشم می تواند انگیزه بخش باشد. می توانید از باور های محدود کننده تان خشمگین شوید.

4)    خودتان را بسازید: اعتماد به نفس، قدرت و توان درونیتان را تحریک کنید. به کارهایی که در گذشته انجام دادید و باعث افتخارتان است فکر کنید.

5)    هیجان خود را احیا کنید: با مرور ذهنی آنچه که می خواهید به آن برسید، به راحتی می توانید آتش انگیزه درونی تان را برافروزید.

 

 

 

 

 

اصول و تکنیک های هدف گذاری در ان ال پی

        در ادامه به برخی از اصول هدف‌گذاری در NLP اشاره می‌کنم تا بتوانید اهدافی مؤثر و الهام‌بخش تعیین کنید. این اصول مکمل و پاسخ چالش های قبلی هستند و به شما کمک می‌کنند تا اهداف خود را به‌گونه‌ای تنظیم کنید که با ذهن ناخودآگاه شما هماهنگ شده و احتمال دستیابی به آن‌ها افزایش یابد.

 

 

     1)   تکنیک تجسم ذهنی در NLP:

        تکنیک تجسم ذهنی یکی از ابزارهای قدرتمند برای دستیابی به اهداف و ایجاد تغییرات مثبت در زندگی است. این تکنیک بر این ایده استوار است که ذهن ما نمی‌تواند تفاوت بین یک تجربه واقعی و یک تجربه تجسم‌شده را به‌راحتی تشخیص دهد. بنابراین، با تجسم واضح و دقیق اهداف و موقعیت‌های مطلوب، می‌توانیم ذهن و بدن خود را برای دستیابی به آن‌ها آماده کنیم.

تجسم ذهنی به دلایل زیر مؤثر است:

  • الف) فعال‌سازی ضمیر ناخودآگاه: وقتی شما یک هدف را به‌طور واضح تجسم می‌کنید، ضمیر ناخودآگاه شما آن را به عنوان یک واقعیت می‌پذیرد و شروع به هماهنگی با آن می‌کند.
  • ب) افزایش انگیزه و تمرکز: تجسم موفقیت، احساسات مثبت ایجاد می‌کند و انگیزه شما را برای اقدام افزایش می‌دهد.
  • ج) آماده‌سازی ذهن و بدن: تجسم به شما کمک می‌کند تا از نظر ذهنی و احساسی برای موقعیت‌های جدید آماده شوید.

 

مراحل اجرای تکنیک تجسم ذهنی در NLP:

  • 1) تعیین هدف واضح: قبل از شروع تجسم، باید هدف خود را به‌طور دقیق و واضح تعیین کنید. هدف باید مثبت، قابل اندازه‌گیری و الهام‌بخش باشد.
  • مثال: «من می‌خواهم در ۶ ماه آینده یک کسب‌وکار موفق راه‌اندازی کنم.»
  • 2) ایجاد محیط آرام: در یک مکان آرام و بدون حواس‌پرتی بنشینید یا دراز بکشید. چشمان خود را ببندید و چند نفس عمیق بکشید تا آرام شوید.
  • 3) تجسم هدف: خود را در موقعیتی تصور کنید که به هدف خود رسیده‌اید. این تصویر باید تا حد امکان واضح و دقیق باشد.
  • از تمام حواس خود استفاده کنید:
  • بینایی: چه چیزی می‌بینید؟ (مثلاً دفتر کار خود، مشتریان راضی، یا حساب بانکی پر!)
  • شنوایی: چه صداهایی می‌شنوید؟ (مثلاً صدای تبریک دیگران یا صدای تلفن‌هایی که برای همکاری زنگ می‌زنند.)
  • لامسه: چه احساسی در بدن خود دارید؟ (مثلاً احساس آرامش، غرور، یا انرژی.)
  • بویایی و چشایی: اگر مرتبط است، چه بوها یا طعم‌هایی را احساس می‌کنید؟
  • 4) افزایش احساسات مثبت: هنگام تجسم، روی احساسات مثبت مرتبط با دستیابی به هدف تمرکز کنید. احساس غرور، شادی، رضایت و قدردانی را در خود ایجاد کنید. هرچه احساسات قوی‌تر باشند، تأثیر تجسم بیشتر خواهد بود.
  • 5) تکرار و تثبیت: این تمرین را هر روز به مدت ۵ تا ۱۰ دقیقه انجام دهید. تکرار مداوم به تثبیت تصویر و احساسات در ضمیر ناخودآگاه شما کمک می‌کند.
  • 6) اقدام عملی: تجسم ذهنی به تنهایی کافی نیست. پس از هر جلسه تجسم، اقدامات کوچکی را انجام دهید که شما را به هدف نزدیک‌تر می‌کند.

        شما می توانید با گذراندن دوره ی هدف گذاری با رویکرد NLP تکنیک های ویژه ای با جزئیات ضروری، به صورت عملی آموزش ببینید.

 

     2)   وضوح و مشخص بودن هدف:

        هروقت هر هدفی را ترسیم می کنید فورأ از خودتان بپرسید: (چرا این هدف را می خواهم؟) به خودتان این اجازه را ندهید که جواب سرسری بدهید مثلا اینکه بگویید چون خوشحالم می کند؛ از خود بپرسید چرا خوشحالم می کند؟ این تجربه ی جدید چه احساسی برای من به ارمغان می آورد؟

        فایده ای که این کار دارد، هزینه، انرژی و زمان شما معطوف به عوامل اصلی می شود. ممکن است تنها چیزی که برای دستیابی به اهدافتان نیاز داشته باشید تغییرات اندکی باشد.

        لازم به ذکر است که در ان ال پی، اهداف بایستی به‌صورت واضح و مشخص تعریف شوند. به جای استفاده از عبارات کلی مانند "موفق شوم"، باید هدف را به‌صورت دقیق و قابل‌اندازه‌گیری بیان کرد. مثلاً "افزایش درآمد ماهانه به میزان ۲۰ درصد تا پایان سال".

 

     3)   دست یافتنی و واقع بینانه بودن:

        اندک اندک شروع کنید. تعیین اهداف بزرگ به خودی خود اشکال ندارد، اما هدفتان بایستی دست یافتنی باشد. انتظار خود را از اینکه چه مقدار و چگونه به ثمر می رسد، پایین بیاورید. درنظر بگیرید که مجموع پیشرفت های کوچک و مستمر منجر به هدف بزرگ خواهد شد. شما زمانی خوشحال تر خواهید شد که اهداف کوچکتری را تعیین کنید و در حالی که پیش می روید، از نتایج متوسط لذت ببرید.

        اهداف شما باید چالش ‌برانگیز اما واقع‌بینانه باشند. اگر هدفی خارج از توانایی‌های فرد باشد، ممکن است منجر به ناامیدی و کاهش انگیزه شود.

        مثلا اگر می خواهید 25KG وزن کم کنید ابتدا روی کم کردن 10 کیلوگرم تمرکز کنید. چون 25 کیلوگرم زیاد است، ولی وقتی به 5 تا 5 کیلوگرم تبدیل می کنید، دست یافتنی تر به نظر می رسد.

هر هدف بزرگ را می توان به قسمت های کوچک تر تقسیم کرد، مجموع آن به هدف اصلی ختم می شود.

 

     4)   قابل اندازه گیری بودن:

        هدف باید قابل‌اندازه‌گیری باشد تا پیشرفت آن قابل‌ردیابی باشد. این امر به فرد کمک می‌کند تا انگیزه خود را حفظ کند و در صورت نیاز، مسیر خود را اصلاح کند.

 

     5)   همسویی با ارزش ها و باور ها:

        در ان ال پی، تأکید زیادی بر همسویی اهداف با ارزش‌ها و باورهای فردی وجود دارد. چرا که این همسویی باعث می‌شود شما انگیزه بیشتری برای دستیابی به هدف داشته باشید و همینطور تأثیرات مثبتی بر دیگر جنبه های زندگی شما خواهد گذاشت. در صورت تضاد اهداف با ارزش های شما، ذهن ناخودآگاهتان از پذیرش اهداف و برنامه های مورد نیاز مقاومت خواهد کرد.

        مثال: اگر خانواده برای شما مهم است، مطمئن شوید که در برنامه ریزی برای اهدافتان زمان کافی برای خانواده را نیز در نظر گرفته باشید.

        مثالی دیگر: اگر ارزش شما "آزادی" است، هدف‌هایی تعیین کنید که به شما احساس آزادی بیشتری بدهند، مانند سفر یا کار مستقل.

 

     6)   هدف باید با استفاده از تکنیک "پاک‌سازی موانع" همراه باشد:

        قبل از تعیین هدف، موانع ذهنی و باورهای محدودکننده‌ای که ممکن است شما را از رسیدن به هدف بازدارند، شناسایی و پاک‌سازی کنید.

        اگر نیاز دارید با خودتان کار درونی انجام دهید. یک راه حل اثربخش این است که خصوصیات یک فردی که به هدف شما رسیده است (مثلا یک کاسب خوب) چیست؟ در واقع از خود بپرسید یک کاسب خوب چه ویژگی هایی دارد؟! مثلا جرئتمند، خلاق، انعطاف پذیر، اعتماد به نفس بالا و...

        یا مثلا اگر رژیم غذایی شما سرشار از کالری است، شاید نشانگرِ سرپوش گذاشتن روی مسائل هیجانی است، با آرام کردن آن ها می توانید از شر وسوسه خوردن غذاهای پرکالری خلاص شوید.

 

     7)   زمان بندی مشخص:

        هر هدف باید یک چارچوب زمانی مشخص داشته باشد. این امر به فرد کمک می‌کند تا برنامه‌ریزی دقیق‌تری انجام دهد و از تعویق‌اندازی جلوگیری کند. این به شما کمک می‌کند تا تمرکز خود را حفظ کنید و پیشرفت خود را ارزیابی کنید.

        مثال: "من می‌خواهم تا پایان سال جاری یک زبان جدید یاد بگیرم.

 

     8)   هدف باید مثبت و الهام‌بخش باشد:

        هدف باید به‌گونه‌ای بیان شود که بر روی آنچه می‌خواهید به دست آورید تمرکز کند، نه بر روی آنچه می‌خواهید از آن دوری کنید. در واقع از کلمات و جملات مثبت استفاده کنید و از بیان عبارات منفی‌ خودداری کنید. ذهن ناخودآگاه شما نمی‌تواند کلمات منفی مانند "نه" یا "نمی‌خواهم" را پردازش کند.

        مثال: به جای گفتن "من نمی‌خواهم استرس داشته باشم"، بگویید "من می‌خواهم آرامش و تعادل در زندگی‌ام داشته باشم."

        مثال: به جای گفتن "من نمی‌خواهم شکست بخورم"، بگویید "من موفق می‌شوم و به هدفم می‌رسم"

 

     9)   هدف باید در کنترل شما باشد:

        هدف باید به‌گونه‌ای باشد که شما بتوانید آن را کنترل کنید و به آن دست یابید، نه اینکه به عوامل خارجی وابسته باشد.

        مثال: به جای گفتن "من می‌خواهم رئیسم مرا ترفیع دهد"، بگویید "من می‌خواهم مهارت‌هایم را بهبود بخشم تا شایستگی ترفیع را داشته باشم.

 

     10)   هدف باید با تمام حواس شما هماهنگ باشد:

        در NLP تأکید می‌شود که هدف باید به‌گونه‌ای باشد که بتوانید آن را با تمام حواس خود تجسم کنید. یعنی بتوانید ببینید، بشنوید و احساس کنید که به هدف خود رسیده‌اید. این کار به شما کمک می‌کند تا هدف خود را واقعی‌تر و ملموس‌تر تصور کنید.

        مثال: اگر هدف شما سفر به یک کشور خاص است، تصور کنید که مناظر را می‌بینید، صداها را می‌شنوید و حتی بوی غذاهای محلی را احساس می‌کنید.

 

     11)   هدف باید انعطاف‌پذیر باشد:

        در صورت لزوم، باید بتوانید هدف خود را تعدیل یا تغییر دهید تا با شرایط جدید سازگار شوید.

        مثال: اگر در مسیر رسیدن به هدف با مانعی روبرو شدید، راه‌حل‌های جایگزین را در نظر بگیرید.

 

     12)   هدف باید با استفاده از تکنیک "ایجاد انگیزه درونی" تقویت شود:

        اهداف شما باید از درون شما نشأت بگیرند، نه از فشارهای بیرونی. انگیزه درونی پایدارتر و مؤثرتر است.

        مثال: به جای اینکه هدف شما تحت تأثیر انتظارات دیگران باشد، هدفی را انتخاب کنید که واقعاً برای شما مهم است.

 

     13)   هدف باید در قالب زمان حال بیان شود:

        در NLP تأکید می‌شود که اهداف باید به‌گونه‌ای بیان شوند که گویی هم اکنون به آن‌ها دست یافته‌اید. این کار به ذهن ناخودآگاه شما کمک می‌کند تا هدف را واقعی و دست‌یافتنی بپندارد.

        مثال: به جای گفتن "من می‌خواهم ثروتمند شوم"، بگویید "من ثروتمند هستم و از زندگی‌ام لذت می‌برم.

 

     14)   هدف باید با محیط و اطرافیان شما سازگار باشد:

        قبل از تعیین هدف، بررسی کنید که آیا این هدف با محیط زندگی‌تان و افرادی که در اطراف شما هستند سازگار است؟ اگر هدف شما تأثیر منفی بر دیگران بگذارد، ممکن است در بلندمدت با مشکل مواجه شوید.

        مثال: اگر هدف شما کار بیشتر است، مطمئن شوید که این کار به روابط خانوادگی شما آسیب نمی‌زند.

 

     15)   هدف باید قابل تقسیم به مراحل کوچک‌تر باشد:

        اهداف بزرگ را به مراحل کوچک‌تر و قابل مدیریت تقسیم کنید. این کار باعث می‌شود احساس کنید هدف شما دست‌یافتنی‌تر است.

        مثال: اگر هدف شما نوشتن یک کتاب است، آن را به مراحل کوچک‌تر مانند "نوشتن یک فصل در ماه" تقسیم کنید.

 

     16)   هدف باید با استفاده از زبان قدرتمند بیان شود:

        از کلمات قدرتمند و الهام‌بخش استفاده کنید تا ذهن ناخودآگاه شما را تحریک کند. کلمات مانند "می‌توانم"، "خواهم داشت" و "موفق می‌شوم" تأثیر زیادی دارند.

        مثال: به جای گفتن "شاید موفق شوم"، بگویید "من قطعاً موفق خواهم شد."

 

     17)   هدف باید با استفاده از تکنیک "همانندسازی" (As If) تجربه شود:

        در NLP از تکنیک "همانندسازی" استفاده می‌شود، یعنی طوری رفتار کنید که گویی به هدف خود رسیده‌اید. این کار به شما کمک می‌کند تا باورهای محدودکننده را از بین ببرید و ذهن خود را برای موفقیت آماده کنید.

        مثال: اگر هدف شما اعتماد به نفس بیشتر است، طوری رفتار کنید که گویی هم‌اکنون فردی با اعتماد به نفس بالا هستید.

 

     18)   هدف باید با استفاده از تکنیک "چرای قدرتمند" پشتیبانی شود:

        برای هر هدفی که تعیین می‌کنید، یک "چرای قدرتمند" داشته باشید. این چرا به شما انگیزه می‌دهد و در مواقع دشواری به شما کمک می‌کند تا ادامه دهید.

        مثال: اگر هدف شما کاهش وزن است، چرای قدرتمند شما می‌تواند این باشد: "من می‌خواهم سالم باشم تا بتوانم با فرزندانم وقت بگذرانم و زندگی طولانی‌تری داشته باشم."

 

     19)   ایجاد لنگر های احساسی:

        لنگرهای احساسی در ان ال پی به فرد کمک می‌کند تا در مواقع دشوار، احساسات مثبت مانند اعتماد به نفس و انگیزه را به‌سرعت فعال کند. این کار با ایجاد یک محرک فیزیکی یا ذهنی انجام می‌شود.

 

     20)   بازسازی ذهنی:

        این تکنیک به فرد کمک می‌کند تا دیدگاه خود را نسبت به موانع و چالش‌ها تغییر دهد. به جای تمرکز بر مشکلات، فرد می‌تواند فرصت‌های جدیدی را در مسیر خود ببیند.

 

     21)   استفاده از الگوی والت دیزنی:

        این الگو شامل سه مرحله است: رویاپردازی (Dreamer)، واقع‌گرایی (Realist) و انتقاد (Critic).

  •      در مرحله رویاپردازی، فرد ایده‌های خود را بدون محدودیت بیان می‌کند.
  •      در مرحله واقع‌گرایی، برنامه‌ریزی عملی انجام می‌شود.
  •      و در مرحله انتقاد، موانع احتمالی بررسی می‌شوند.

 

        با رعایت این اصول، می‌توانید اهدافی تعیین کنید که نه تنها قابل دستیابی هستند، بلکه به شما انگیزه و جهت می‌دهند تا به بهترین نسخه‌ی خود تبدیل شوید.

 

 

نتیجه گیری

        هدف‌گذاری با رویکرد ان ال پی نه تنها به فرد کمک می‌کند تا اهداف واضح و دستیافتنی تعیین کند، بلکه با استفاده از تکنیک‌های قدرتمند مانند تجسم خلاق و بازسازی ذهنی، مسیر دستیابی به این اهداف را هموار می‌سازد. این رویکرد، ابزاری مؤثر برای تحقق آرزوها و دستیابی به موفقیت در زندگی است.

 

        «زمان آن رسیده است که کنترل زندگی خود را به دست بگیرید و به اهدافی که همیشه آرزویش را داشتید برسید. با ثبت نام در دوره هدف گذاری با روش NLP همین امروز شروع کنید!»

امتیاز شما به این مطلب چند است؟

دیدگاه و پرسش
ارسال دیدگاه یا پرسش
نویسنده:

فاطمه احمدی ام، کارشناس روانشناسی و جزء استعداد درخشان های دانشگاه رازی و عضو سازمان نظام روانشناسی آمریکا.

توی حوزه روانشناسی و توسعه فردی کار میکنم در این زمینه بیش از 300 ساعت دوره حرفه ای گذروندم.

من عاشق آدم هام و دلم می خواد تجربیات و علمی که به دست میارم رو به زبان ساده در مقاله هام پیاده کنم.